تبليغاتX
یادداشتهای آبی

یادداشتهای آبی

دل نوشته ها

از طلوع تا غروب

فاصله ،

گامهای پرشتاب عابری ست

که خسته از رفتن ،

تن به اجبار داده !


سامره

1391/02/25

+نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت12:18توسط سامره حمیدیان | |

راه فراري نيست !


از دوستت دارم های دروغین ات


دیوار حاشایت


خیلی بلند است .


سامره

1391/02/11

+نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت16:16توسط سامره حمیدیان | |

صبح از چشمان تو ، آغاز می شود

وقتی زمین

            بر مدار عشقت می چرخد .



سامره

1391/02/07

+نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت15:15توسط سامره حمیدیان | |

هر روز واژه ای جدید

هر روز شعری دیگر

این است سهمِ من

                از روزگار پَســـــــــــــت !



سامره

1391/02/04

+نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت11:13توسط سامره حمیدیان | |

پخش زمین شده

مغز مردی

که با افکار پلیدش

                     تصادف کرده بود !



سامره

1391/02/04

+نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت11:11توسط سامره حمیدیان | |

بر زمين كج ات ايستاده ام


با هر سازت میرقصم

چند گربه ي ديگر مي خواهي بكشي !



سامره

1391/01/31

+نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت12:6توسط سامره حمیدیان | |

پای لرز عشقت

نشسته ام

خربزه ی شیرینم !



سامره

1391/01/28

+نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1391ساعت14:57توسط سامره حمیدیان | |

آغوش باکره ام


آبستن حضور تو شد


ویـــــــار کرده ام ،


نبودنت را !



سامره

1391/01/24

+نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت14:4توسط سامره حمیدیان | |

بودنم درد میکند


از هبوط سخت آدم


بر زمین !



سامره

1391/01/24

+نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت14:3توسط سامره حمیدیان | |

1.

دریای عمیقی بود


چشمانت


هنوز هم دلم ،



غرق شوربختی ست .




2.

این پنجره



تنها به یک آسمان باز میشود



آبی دلتنگ چشمانت !




3.

هرشب ، مشق میکنم



سطرهای نبودنت را



در دفتر کهنه ی خاطراتم،



شاید تمام شود این تکلیف اجباری !


سامره
1391/01/19

+نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1391ساعت16:13توسط سامره حمیدیان | |

شکلات تلخ


برای رفع دل ضعفه های عاطفه ای


که بی حوصله گی اش را خمیازه میکشید


کافی نبود


یک قاشق خواب به من بدهيد !


سامره

1391/01/16

+نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت23:10توسط سامره حمیدیان | |

دلم خوابی آرام میخواهد

به دور ازتو ،

ای اضطراب عصر مدرن


سامره

1391/01/16

+نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت12:34توسط سامره حمیدیان | |

دوستان عزیز ، این چند کوتاه زیبا اثر دوست عزیز و شاعر گرانقدر آقای رضا محبی راد ( مجنون ) هست که برام فرستادن . مطمئنا از خوندشون لذت خواهید برد :



1.



از سفره ي دلم عقب كشيدي ؟

چشمم شور بود

يا دستم بي نمك ؟!



2.



باز هم شكر ...

اشك هاي آواره ات

با من دربدر است !

اگر خنده هايت

زير سقف ديگريست !



3.

جزر و مد

گهواره شو

كوسه ها بخوابند !

ماهی کوچک دلم

هوای دریا دارد !



4.

در شريعت عشق ام

دروغ دوستت دارم

بهتر است

از راست دوستت ندارم !



5.

اتفاقي افتاد ...

من شكستم !

حال اگر تکه هایم را جمع كنند

از تو چه مي ماند ؟!



6.



دستانت مي لرزند

دنيا بر سرم آوار مي شود

به جوانيم رحم كن بانو !

سيل چشمانت

ويرانگر است !



7.



بر مدار مردمكهاي هم چرخيدن

يا كسوف دارد

يا خسوف



8.



هرچه پوشيد بر دلم روزگار

همه گفتند زيباست !

جز خنده ...

كه به ما نيامد !



9.



كف بيني نكن بانو !

دستي كه به سويت داراز شده است

طالع اش توئي



10.



پاپتي

از شكسته هاي دلم گذشتي

رسوا شدي ...

از خون ات گذشتم

بر زمين چشمان کسی

ردي نماند !

خود بگو ...

كدام عشق آسماني بود ؟



11.



سكوتت شعله مي كشد بانو !

به نقطه ي جوش دلتنگي رسيده ام

اشك هايم سر برود

خاموش مي شوي !









رضا محبي راد (مجنون)

13/09/90

+نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391ساعت14:7توسط سامره حمیدیان | |

هنوز هم گیجم ،


حجم حضور ناگهانت آنقدر عظیم بود


که مرا به بودنم امیدوار کرده ،


به دست باد سپرده ام ،


آن بغضهای بی ثمر و


آن تلخی ناگوار ثانیه ها را


در امتداد باور بودنت !


لمس گرم صدایت ،


چه شرمگین ساخته این حد و مرز جغرافیای جهان را !


همچون بهار تازه در راه ،


به شکوفه نشسته ام


سطر سطر احساست را


بر بستر نغز ثانیه ها .


و پرستو ها ، وامدار ترانه هایم


از رجعت پر طنین عشق میخوانند !


سامره

1391/01/07

+نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391ساعت2:0توسط سامره حمیدیان | |

در ذهن پر عبور پنجره

نقش بسته نگاه معصوم دخترکی شاد

که بغض بی هوایش را ،

قادر به تفسیر نبود !!!


سامره
90/12/1

+نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند1390ساعت23:11توسط سامره حمیدیان | |

لبریز گشته کاسه ی صبرم

از دردواره هایی که بی امان

از آسمان چشمانم جاری ست .

بر دشت شعله ور از واژگانی غریب

پای کوبان و دست افشان ،

به سماع در آمده روح خسته ام !

خاکسترم کرده این جنون فاصله

ببار ای باران دیده برمن

شاید از خاکسترم نهالی تازه بروید

بر این دشت غم زده !!!



سامره
1390/12/10

+نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت0:20توسط سامره حمیدیان | |

سکوت

سکوت

سکوت ...

طنین گامهای خسته بر سردی پل ،

پلی به ارتفاع سقوط ،

موازی جاده های آسفالت شده ،

پرواز مرغان دریایی بر فراز،

و قایقی ، که میشکافد آبی آرام را .

بیداد سرمای زمستان ،

دستها در جیبها شده پنهان .

صورتکهای زیبا و یخ زده در باد

کابوس رنگهای بی جان !

چه سکوت پرهیاهویی ست

در گوش این عابران رنگ به رنگ

که میگذرند هرکدام با شکلی !

اما چه سود ...

مردمان همه کرند و کور !!!


سامره
1390/12/05

+نوشته شده در جمعه 5 اسفند1390ساعت14:8توسط سامره حمیدیان | |

تقدیم به محمد مهربانم ( خواهر زاده ی عزیزم ) که خیلی زود از بین ما کوچید


چه فاصله ی کوتاهی ست ، میان بودن و نبودن

میان آمدن و رفتن ،

میان تولد و مرگ

چه سقف بلندی دارد آسمان دلتنگی ام

چه حجم عظیمی دارد هوای نبودنت .

چه وزنی دارد این اشکهای خشکیده در چشمانم

این حرفهای هرگز نگفته ام .

میان آمدن و رفتنت تنها یک سحر فاصله بود

اما ، میان نبودنت تا دوباره دیدنت چه بی پایان راهیست .


سامره

1390/10/28

+نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن1390ساعت23:13توسط سامره حمیدیان | |

تقدیم به یک دوست عزیز و مهربان که قلم زیبایش همواره آبستن دردهای مردم بوده و هست . دوستی که همواره و بی هیچ توقع سنگ صبور دردهایم بوده   . 


از لا به لای شعرهایش درد میبارد

آن مرد تنهای ِ صبور و ، بی ادعای شهر

میخیزد از دستانش عطر و بوی تنهایی

او اما ،بی نیاز از عشقهای پر فریب شهر

صد راز نا گفته نهفته در دلش اما

بی پرده میگوید ، از رازهای نهان شهر

در این هیاهوی پر از نیرنگ و بی شرمی

بسپرده گوش ، او بردردهای دوستان ِ بی صدای ِ شهر

ره می سپارد جاده ی سنگین بودن را

با گامهای خسته از تنها شدن در شهر


سامره حمیدیان

1390/11/27

+نوشته شده در جمعه 28 بهمن1390ساعت1:29توسط سامره حمیدیان | |

چه زود گذرند لحظه هایی که دوستشان داریم


و چه پایدارند رنج جدایی از این لحظه ها .


سامره

1390/11/25

+نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1390ساعت15:32توسط سامره حمیدیان | |